خرید بک لینک
زندگی انسان آمیخته ای از نیاز های گوناگون است که در تمام ابعاد حیات او،جسم و روح او در جریان است.همین نیاز ها در تمام مسیر حیات انسان یک تعاملی بین او و خودش و او و سایر انسان ها و همچنین او و طبیعت ایجاب می کند.بنابراین انسان و حیات او به یک بعد-خودش و خودش ختم نمی شود بلکه حیات انسان به خصوص با گسترده تر شدن جوامع شکل پیچیده تری به خود می گیرد.همه این ها و نحوه تعامل انسان با این مسائل و فکر و دقت نظر در این مسائل به این سوال می رسیم که آیا چهارچوبی مشخص برای نحوه تعامل انسان-ما-با امور بیان شده وجود دارد؟

برخی بر این باورند که خداوند فقط در مسائل بین خود و ما اموری را بیان کرده و در سایر امور ما خود مختاریم.آیا واقعا این حرف واقعیت دارد؟نیاز به چگونگی عبادت بر کسی مخفی نیست اما به راستی نحوه عبادت مسئله پیچیده تری است یا نحوه تعامل ما با سایرین و جهان-سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و...چرا خداوند در مسائل به ظاهر کم اهمیت اموری را مطرح کرده اما در مسائل پیچیده تر سکوت کرده است؟آیا او چیزی را که آفریده نمی شناسد؟یا نحوه زندگی انسان برای خدا اهمیتی نداشته است؟امروزه تولید و شرکت های تولیدی زیادی در دنیا وجود دارد و همه آن ها به نوعی سعی می کنند محصول خودشان را به دنیا معرفی کنند و به خاطر رقابت هم که شده کیفیت محصول خود را بالا ببرند و برای کسب رضایت مشتری و استفاده بهتر آن ها از وسیله تولید شده حتما یک دفترچه راهنما برای وسایل پیچیده مثل ماشین لباسشویی و برای وسایل ساده تر مثل لباس یک راهنمای مختصر که به قسمتی از کباس دوخته می شود و در مورد جنس و نحوه شست و شو و نگهداری لباس توضیح می دهد به راستی آیا انسان با این همه قابلیت و هوش از یک پیراهن پیش خدا کمتر بوده که نحوه رفتار و تعامل با خودش را هم خدا به او بیان نکرده است؟آیا خداوند به اندازه سازنده یک لباس دلسوز انسان نبوده است؟اگر خدا مسیری مشخص کرده آن مسیر چگونه است؟و نجوه دست یابی به آن چگونه ممکن است؟ این جا است که اگر بگوییم دین یعنی زندگی چیز گزافه ای نگفته ایم بلکه واقعیت همین است که دین یعنی زندگی.و دلیل آن روشن است شما در تمام امور می توانید بپرسید اگر این به انسان و حیات انسان مربوط است چرا خدا در مورد آن چیزی نگفته است؟

برچسب: نویسنده: آرتین اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 9:22

صفحه بندی